نگاهی نو و نقدی بر شجره نامه سادات موسوی حسنی
در این مقاله و در این وبگاه تمام سادات که نسب آنها به سیدحسن ابن سیدویس میرسد سادات حسنی محسوب میشوند چه در شناسنامه حسنی و یا شهرت دیگری مانند سیادت،سعادت، باقری، کاظمی و.. نامیده شده باشند
****
شجره ای که ما در دست داریم و سایر شجره نامه هم که دست سایر اقوام است از آن مشتق گردیده به شرح ذیل است:
سید محمد ابن سید هادی ابن سید حسن ابن سید ویس ابن سیدمراد حاصل ابن سیدمحمدعلی ابن سید بابا علی ابن سیدهاشم ابن سید بیات ابن سید عبدالخالق ابن سید ]علی]منصور ابن * ابن سیدجبراییل ابن سیدمحمد صالح ابن سید قطب الدین بن سید رشید بن سید محمدالحافظ ابن سید عوض شاه الخواص ابن سید حبیب الدین فیروز شاه زرین کلاه ابن سید نور الدین محمد بن سید محمد امین الدین شرف شاه بن سید تاج الدین حسین بن سید صدر الدین محمد ابن مجد الدین ابراهیم ابن سید محی الدین جعفر ابن سید معز الدین محمد بن سید مجدالدین اسماعیل ابن سید ناصرالدین محمد ابن سیدشاه فخرالدین بن سید محمد بن سید احمدالعرابی بن سید ابو محمدالقاسم ابن امامزاده ابوالقاسم حمزه ابن امام موسی کاظم بن امام جعفر صادق بن امام محمد باقر بن امام علی بن امام حسین بن امیرالمؤمنین امام علی بن ابیطالب(ع)
این شجره نامه ای است که به شکل فوق در دست ما است و با از آن مشتق شده ظاهرا به توسط پدر بزرگ مان سید محمد حسنی که عالمی فاضل اهل دانش و تجربه بود و با همت و تلاش فرزند محقق ودانشورشان مرحوم سیدحمزه(کاظم) حسنی با مراجعه،مقایسه و استفاده از صور مخلتف شجره نامه هامرتبط ، کتب انساب ، اسناد ، قرائن و روایات مدقن مخصوصا مستند به شجره کاملی که در نزد عموزادگان ما در متطقه بیجار بوده، استخراج و تهیه شده و به تایید علما و صاحبان فن رسیده و همه بزرگان طایفه بر آن متفق و انرا حفظ کرده اند
مسلما این شجره نامه در نوع خود سند بسیار معتبر ،قطعی و مرجعی ارزشمندی است و هویت اساسی تبار ما را نشان میدهد، و کلیت ،چارچوب و اصالت آن مورد وثوق واطمینان کامل است و خدشه در کلیت آن قابل هیچ اعتنایی نیست و وظیفه همه حفظ آن به عنوان مرجع غیر قابل تردید است.
و لیکن در جزئیات آن نقدهایی وارد است که این نقد ها در مسیر هم افزایی و تکمیل این شجره نامه است
و در راستای این منظور نیاز است بررسی و نواقص باقیمانده تکمیل شود
****
در این شجره نامه جد هشتم سید حسن، سیدمنصور ابن سید جبرائیل منظور شده
میدانیم سید جبرائیل پدر صفیالدین اردبیلی است و در آن صورت سید منصور و سیدصفی الدین اردبیلی بایست برادر و مربوط به یک دوره زمانی محسوب شوند!
سید[علی]منصور متولد حدود سال ۹۱۰ هجری شمسی بوده ودر حالیکه سیدصفی الدین متولد ۶۳۱ و متوفی۷۱۳ شمسی و پدرشان سید جبرائیل در حدود ۵۹۵ الی ۶۶۰ شمسی می زیسته است!!
بنده اسامی فرزندان و نوادگان سید جبرائیل را در کتب معتبر دیده ام ، هیچ فرزند به نام سیدمنصوری نداشته است و سپس از سید صفیالدین اردبیلی تا شاه عباس تمامی اسامی فرزندان و نوادگان یکایک این شجره را ملاحظه کردم، هیچ کدام فرزندی بنام سید منصور نداشتند!
به نحوی که متعاقبا توضیح داده میشود سید منصور حدودا متولد ۹۱۰ شمسی در زمان سلطنت شاه تهماسب و یا حد اکثر در زمان سلطنت شاه اسماعیل بوده متولد شده است
این بدان معنا است که اسامی حداقل ۷ تن در شجره افتاده است ،
بنده بدنبال این چند اسامی بوده ام، و برای روشن شدن موضوع از دیگر عزیزان هم درخواست دارم همفکری و مساعدت فرمایند
بر اساس شرحی که در ذیل خواهد آمد سه نفر از این اسامی سیدصفی الدین اردبیلی و شیخ صدرالدین موسی و سیدعلا الدین علی معروف به خواجه علی سیاهپوش برای بنده مسجل و مسلم گردیده است، هرچند تا کنون سندی دست نیافته ام!
سید علی سیاهپوش ۷۴۳ الی ۸۰۶ شمسی می زیسته (تقریبا یکصد سال قبل از سید[علی] منصور) و در مورد اسامی افراد مابین خواجه علی تا سید منصور بنده به هیچ نتیجه ای نرسیدم
****
نحوه محاسبه سال تولد تقریبی سید علی منصور:
سیدهادی فرزند سید حسن در سال ۱۲۸۲شمسی رحلت نموده است ، بر اساس سن و سالهای تولد فرزندان و نوادگان سیدباقر(که مسن تر از فرزندان سیدهادی بوده اند) به نظر می رسد سید باقر فرزند بزرگتر و به همین نحو سید تقی فرزند دوم و سید هادی فرزند سوم و سید طاهر متوفی ۱۳۰۲ فرزندچهارم و سید جعفر فرزند آخر باشد.
از آنجائیکه میانگین عمر ۶۰ تا ۶۵ سال. و فاصله میان نسلی (یعنی فاصله تولد پدر تا تولد فرزند میانگین کل) سی سال تا ۳۵ سال احتساب میشود، بر این اساس
سال تولد سید هادی ۱۲۲۵ در دوران محمد شاه قاجار ،
سال تولد سیدحسن ۱۱۹۰ در زمان آغامحمدخان،
سال تولد سیدویس ۱۱۵۵در دوران زندیه
سال تولد سید میر محمد ۱۱۲۰ دوران اواخر نادرشاه
سال تولد سیدمرادحاصل۱۰۸۵در دوران انقراض صفویه
سال تولد سیدمحمدعلی ۱۰۵۰ در زمان صفوی
سال تولد باباعلی۱۰۱۵ در زمان صفوی
سال تولد سیدهاشم ۹۸۰ شمسی در زمان شاه عباس
سال تولد سیدبیات ۹۴۵ شمسی فرض بر اواخر دوران شاه تهماسب اول
*
سال تولد سید عبدالخالق۹۱۰ فرض بر اوایل دوران تهماسب اول
سال تولد سیدعلی منصور ۸۸۵فرض بر دوران شاه اسماعیل صفوی است!
معنی مفهوم آن این است به هیچ عنوان سال تولد و حیات سیدمنصور قبل از سال۸۸۵ شمسی(دوران شاه اسماعیل) قابل تصور نیست و تقریبا میشود تصور کرد سال ۸۸۵ بدنیا آمده است
[و اگر نام سید حسن را هم که در سند سیداکبر سیادت بعنوان پدر سید بیات و پسر سیدعبداخالق ذکر شده منظور کنیم
در چنین حالت سال تولد سید منصور ۸۵۰ قابل تصور است]
***
نحوه استخراج نام سه تن از اسامی از قلم افتاده:
همانطور که سید نرجس خیر نامدار کهریزک که از نوادگان سید شفیع الدین مصطفوی اعلام نموده نسب ما به شیخ صفیالدین اردبیلی میرسد)سیدشفیع و سیدحسن برادر و هر دو فرزندان سیدویس بوده آمد و شجره هر دو یکی است) و همین عبارت را که نسب ما به شیخ صفیالدین میرسد، مادر بزرگم سیده خدیجه که شخصی عالمه و دختر سیدطاهر، زوجه سیدمحمدو عروس سیدهادی و آخرین نوه بازمانده سیدحسن بود و نیز عموهایم سیدکاظم و سید احمد و پدر نیز به صراحت بیان میکردند
****
و اما در مورد انتساب ما به سیدعلا الدین علی معروف به خواجه علی سیاهپوش: مادر بزرگم سیده خدیجه فرزند سیدطاهر چند داستان از احوالات و کرامات اجداد و پدربزرگان خود میگفت که یکی از آنها ملاقات امیری که بعد از جنگی همراه با بخشی از قشون خود و اسرا از محلی ه سکونت جد ما عبور میکرد
بر حسب رسم آن زمان به هر محلی وارد میشدند اهالی آن محل باید از سپاه پذیرایی میکردند و این مشکلات فراوانی برای اهالی ایجاد میکرد، امیر که ازحضور جد ما و آوازه کرامات او شنیده بود
این شخص که چنین به کرامت معروف است باید کرامت خود را نشان دهد و به کرامت به جای اهالی ناهار فوج و قشون مرا تامین کند! در خانه جد ما یک کیسه برنج بود جد ما توسلی به اجدادش میکند و دستور میدهد آن کیسه برنج را دیگ ریخته و یک بزغاله هم قربانی میکند و بعد از اینکه غذا آماده میشود سپاهیان و دنبال آنها اسرا به صف میشوند و جد ما با دست خودش برای یکایک آنها غذا میکشد و برای هرغذا ئیکه میکشید بسم الله میگفت و صلوات میفرستاد و به همه فوج امیر غذا میکشد و حتی کمی هم باقی میماند، امیر که این کرامت را میبند به کرامت جد ما ایمان میآورد و میگوید هر چه از من میخواهی بخواه، او فقط آزادی اسرا را از او میخواهد او می پذیرد و علاوه بر آن اراضی زیادی به جد ما میدهد که نمی پذیرد ولی امیر آن زمینها را وقف جد ما میکند،
این روایت علیرغم اختلافاتی که با روایات مختلف، با واقعه دیدار امیر تیمورلنگ با خواجه علی سیاهپوش تطابق داشت ، مخصوصا اشاره ای که ببه آزادی اسرا،داشت و این گونه روایات عامیانه و سینه به سینه میتوانند سرنخ ها هایی برای گشودند بعضی راز های تاریخی باشند و به نسبت بنده به این باور رسیدم که نسب ما به سیدعلا الدین علی معروف به خواجه علی سیاهپوش میرسد و سید صدرالدین موسی هم که پدر سیدعلا الدین و فرزند سید صفیالدین است و بطور لاجرم در این فاصله قرار میگیرد
والله اعلم
***
در جستجوی اسامی باقی از قلم افتاده:
سید علاءالدین علی سه پسر داشت بنام های شیخ صدرالدین ابراهیم، شیخ عبدالرحمن و شیخ فریدالدین جعفر
نام یکی از این سه نفر ، یکی از اسامی از قلم افتاده است
و نام های بعدی و مابعدی که ما بدنبال آن هستیم، فرزندان و نوه و نهایتا نوه زاده این افراد هستند
-شیخ فریدالدین بعد از مسافرت خواجه علاءالدین به بیت المقدّس و احتمالا درگذشتش در آنجا به آن بیت المقدّس مسافرت میکند و دیگر از او خبری نیست احتمالا بر سر راه زیارت راس الحسین(ع) در مصر در غزه از دنیا میرود و در همانجا دفن میشود و من فکر نمیکنم ما از فرزندان ایشان باشیم
- فرزند دیگرش (که احتمال دارد نسب ما به او برسد) شیخ صدرالدین ابراهیم است که جد صفویان نیز است
او شش پسر داشت بنام های شیخ جنید، ابوسعید، بایزید، سیداحمد، خواجه جمال، شیخ خواجگی
اگر نسب شجره ای ما به شیخ صدرالدین ابراهیم در این صورت یکی از شش پسر وی پدر میتواند پدر بزرگ سیدمنصور جد ما باشد ولی این احتمال کمتر به نظر بنده آمد، و گزینه آخری یعنی فرزند دیگر خواجه علاءالدین شیخ عبد الرحمن است که بنده احتمال بیشتر دادم که یکی از سه نفر ایشان و نفر بعدی فرزند ایشان و نفر مابعد که احتمالا پدر ( و شایدهم پدربزرگ) سیدمنصور باشد نوه عبدالرحمن باشد البته این حدث بنده است و باید بدرستی وربراساس مستندات در این چارچوب به نتیجه رسید
***
راهکارها:
- مراجعه به متخصصان فن که مخصوصا در قم اساتید فن هستند
- مراجعه به کتابهای معتبر انساب سادات
- هم افزایی با دیگر سادات که شجره نامه مشابهی دارند مانند سادات مصطفوی فامنین و یا سادات جگنلو و ...
- همفکری و کاوش های مختلف
×××××÷÷÷÷×××××
در نهایت شجره نامه فوق الذکر به شکل و شاکله ذیل تکمیل خواهد گردید:
شجره طیبه سیدمحمد حسنی الموسوی
مدفون در صحن امامزاده ابوالحسن ماماهان
سیدمحمد ابن سیدهادی ابن سیدحسن ابن سید ویس ابن سیدمیرمحمدابن سیدمراد حاصل ابن سیدمحمدعلی ابن سید بابا علی ابن سیدهاشم ابن سید بیات ابن سید عبدالخالق ابن سیدعلی منصور ابن [ (سید◇) ابن (سید◇) ابن ( سید◇) ابن (سید عبدالرحمن ۲) ابن سید علاءالدین علی ابن سید صدرالدین ابن سیدصفی الدین] ابن سیدامین الدین جبرائیل ابن سیدمحمد صالح ابن سید قطب الدین بن سیدصلاح الدین رشید ابن سید محمدالحافظ ابن سید عوض شاه الخواص ابن سید حبیب الدین فیروز شاه زرین کلاه ابن سید نور الدین محمد بن سید محمد امین الدین شرف شاه بن سید تاج الدین حسین بن سید صدر الدین محمد ابن مجد الدین ابراهیم ابن سید محی الدین جعفر ابن سید معز الدین محمد بن سید مجدالدین اسماعیل ابن سید ناصرالدین محمد ابن سیدشاه فخرالدین بن سید محمد بن سید احمدالعرابی بن سید ابومحمدالقاسم ابن امامزاده ابوالقاسم حمزه ابن امام موسی کاظم(ع) بن امام جعفر صادق(ع) بن امام محمد باقر(ع) بن امام علی(ع) بن امام حسین(ع) بن امیرالمؤمنین امام علی بن ابیطالب(ع)
-(۱)- نام میرمحمد بعنوان پدر سیدویس و پسر سیدمرادحاصل و نیز اضافه شدن پیشوند علی به نام سیدمنصور بر اساس سند باقیمانده از مرحوم سیداکبر سعادت و نسخه باقی مانده از مرحوم سیدمحمد در نظر گرفته شده که نیاز به تایید و تحقیق دارد
(۲)- سیدعبدالرحمان فقط یک فرض احتمال است ولی فعلا تایید آن مشخص نیست
÷÷÷÷÷÷÷÷÷×××÷÷÷÷÷÷÷÷
لطفا کسانی که در این خصوص اطلاعاتی دارد و یا به نحوی میتوانند رهگشا باشند ، نظر و یا اقدام مبذول فرمایند